یک متن کپی شده
زن که باشی، ازدواج نکنی، نه درد بیشوهر ماندن که درد مادر نشدن، همیشه وجودت را میخورد. سال به سال که روی سنت میرود نه بخاطر اینکه مردی نداری که دوستت داشته باشد، که بخاطر اینکه همینطور با بالا رفتن سنت از احتمال مادر شدنت کم میشود، رنج میکشی. به خودت میآیی و میبینی توی اتوبوس، توی خیابان، توی پارک ناخودآگاه به مادرها و بچههای توی بغلشان خیره شدهای و بهشان لبخند میزنی. دلت به هزار و یک دلیل هم که ازدواج نخواهد، مادر شدن میخواهد... ازدواج بکنی و بچهدار نشوی، غصهات دوبرابر میشود لابد از یک طرف باید دائم سرت از این بترسد که مردِ به خاطر بچه تو را به کسی نفروشد، خیانت نکند، نپرد. و از طرف دیگر دائم خودت خودت را میخوری که بگذارم ...
نویسنده :
مامانی
10:24

