نامه های مامان

[عنوان ندارد]

مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است دلم برات تنگه دخترم..دلم برای بوی تنت تنگ شده...میدونم که میبینی شب ها چه جوری تو فکرم بغلت میکنم و بوت میکنم تاخوابم ببره..دلم میخواد داشته باشمت ..دلم دیگه ازاین سرگردونی خسته ست دخترم!! اینکه به هرکسی دل ببندم
14 تير 1393

ستاره های نعمت

امشب داشتم نمازم را درایوان میخواندم ..وناخداگاه چشمانم به ستاره ها افتاد..ستاره هایی به قدری زیبا و براق بودند که اندازه نداشت..گفتم خدایا شکرت به خاطرا ینکه میتونم این ستاره های قشنگ رو تو دل شب ببینم..یه لحظه فکرکنیم..منظورم خودم و همه زن هایی ست که درآرزوی مادرشدن هستند...یک لحظه فکرکنیم که نعمت دیدن رو نداشتیم دیگه هیچی نمیتونستیم ببینم! اگه فرزندی نداریم فقط یه فرزند است که نمیتونیم ببینیم ..ولی فکر کن اگر کوربودی ..که کم نیستند بندگان خدا که نابینا هستند..بندگان خدا هیچی نمیتونن ببینن..!!!تو فقط از لذت دیدن فرزندت محرومی ولی اونا چی باید بگن..اونها که هیچی نمیتونن ببینن!! این ها همه نعمته وجای شکرداره ..و بی انصافیه که بخوای به خاطرتن...
13 تير 1393

[عنوان ندارد]

مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است فیلم سوپر ۸ رودیدم ..مال اسپیلبرگه..کلا فیلمای اسپیلبرگ قشنگه
11 تير 1393

بعدازماه مبارک

این ماه برای عمل نمی روم! همسر مایل است بعد ماه مبارک برویم ..همینطورمادر!خداوندا هرچه خیر است خودت به بزرگی وجلالت برایمان پیش بیاور!الحمدالله رب العالمین...خداوندا ...صدای این بنده ات را از عرش کبریائیت بشنو که باشادی سرود شکر برایت میسراید..بنده ای که دوست میدارت و ستایشت میکندزیرا لایق ستایشی!
11 تير 1393

[عنوان ندارد]

مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است گاهی وقت ها درمورد بعضی از آدم ها خیلی چیزها میفهمی..خیلی چیزها!!! دوست داشتن واقعی شان را بعضی جاها نشانت میدهند
11 تير 1393

یه کد دست نیافتنی!

من و تو خدای عزیزم بازتنهاییم ....خدایا ...اگه تونباشی چقد تنهام !!چقدرخوبه که تو هستی ..چقد خوبه که میتونم با تو تنها باشم...چقد خوبه که حس میکنم وقتی که باتو هستم دیگه حواست به هیشکی نیست جز من !! چقدرخوبه که انقد قدرتمند هستی ..چقدرخوبه که الان که صدای رگبار ازآسمون میاد داری خودت رو به من نشون میدی که آره ..من اینجا هستم !! من اینجا هستم که مواظب تو باشم!!باتو باشم..که بفهمی من اینجام!! کنارتو!! شکرت خدای خوبم به خاطرهمه چیز ... خدای خوبم! دیروزکه گوشیم هنگ کرده بود خیلی ناراحت شدم ..چون چند تا کد ثبت نام توش سیو کرده بودم که اصلا صفحه گوشیم بازنمیشد من برم تو یاداشتهای گوشیم ..اعصابم خورد بود و تنها راه  برگردوندنش به حالت کارخانه ای  ...
10 تير 1393

تردید

زنگ زدم مرکز...میگه ۵شنبه صبح طرفای ۸ونیم تا ۹ ناشتا اینجا باش..نمیدانم بروم یانه؟خودم که روزه ام را میخورم..ولی همسری بنابه اعتقادات خودش روزه اش را نمیخورد دلم برایش میسوزد دوروزتو شمال با این هوای گرم معطل من شود..وخیلی هم تشنه میشود...من که آنجا رو تخت خوابیده ام و این همسرم است که بنده خدا بایدبازبان روزه  در راهرو های بیمارستان سرگردان شود تا کار عمل من تمام شود..
9 تير 1393